نورا ٨

شب بود امشب هوا خوب بودبوی بوی تو تمام عطر های گل سرخ را تسخیر کرده بود شب بود همین حوالی تو کوچه نزدیکی پای درخت انار همانجا اون گوشه نشسته بودم یادت می آید شبها برای تکه ای از بودن چه نفس ها کشیدیم حواست هست حرف زدیم تکه ای گوشت اندکی نان انچه فردهان داشتیم یادت می آید غذارا گریه های با هق هق یادت هست در آغوشم گرفتی جرعه ای اشک الکل تکه ای گوشت چه گریه کردیم آغوش من فرای همه هستی به اغوش تو حسودی می می کند یادت هست هم آغوش بودیم بعد خنددیم یادت هست مسب با ما در کوچه قدم می زد فکر کن اندکی فکر سر سوزنی عشق ما باهم بودیم من و تو و دیگر هیچ .

/ 1 نظر / 14 بازدید
و ديگر هيچ

شب بود امشب هوا خوب بود: بوی تو تمام عطر های گل سرخ را تسخیر کرده بود شب بود همین حوالی در کوچه ي نزدیکی پای درخت انار همانجاهمان گوشه نشسته بودم یادت می آید شبها برای تکه ای از بودن چه نفس ها کشیدیم حواست هست حرف زدیم تکه ای گوشت اندکی نان انچه دردهان داشتیم یادت می آید غذارا گریه های با هق هق یادت هست در آغوشم گرفتی جرعه ای اشک الکل تکه ای گوشت چه گریه کردیم آغوش من فرای همه هستی به اغوش تو حسودی می می کند یادت هست هم آغوش بودیم بعد خنددیم یادت هست مست با ما در کوچه قدم می زد فکر کن اندکی فکر سر سوزنی عشق ما باهم بودیم من و تو و دیگر هیچ .