گور و کفن

همه چیز عالی یه. این که ذهنم خالی یه، هیچ احساسی ندارم . شدم یک عرسک ،دیگه دلم هم نمی گیره. به شما می گم حالم خوب تا خر بشید و فکر کنید همه چی خوبه.می گم تا دست از سرم بر دارید. تا کی می خواید سر به سرم بزارید.

 از خودم گرفته تا همین چند روز پیش که دکترا هم قطع امید کردن.

دیگه چی می خوای بخونی ؟؟ مگه سواد خواندن هم داری؟؟داری، سواد داری!ولی حسش نمی کنی.

شما که اون لقب های سنگین و یدک می کشید! قدرت احساس کردن و ازت گرفتن.

کسی را پیدا نکردم که بخواد کمکم کنه، من خواستم ولی کسی نبود هیچکس.

آره آره ، فکر می کردم خیلی آروم شروع به مردن کردم ولی حالا فهمیدم که ترمز خالی کردم و سرعتم ..... رو به بینهایت سیر می کنه.

من ، من فقط دیگه شاد نیستم همین. باید برم . می رم همین امروز فردا وقتش می رسه.

شنیدم گور وکفن هم سهمیه بندی شده.

خوابم می یاد خیلی خوابم می یاد.

دیر کردم می دانم سه سال پیش باید می رفتم . سه سال پیش وقتش بود.الان دیگه دیره باید عجله کنم.

خدا حافظ نمی گم.

 

/ 0 نظر / 3 بازدید