دوباره بخوان

                                   منه احمق و بگو که دارم.............

 

بنده عشقم و از  ...  حافظ جان بی خیال . در نظر بازی ما بی خبران حیرانن .... مثل اینکه نمی فهمی ! اطفاً خفه شو !. بر پدر مادر کافکا لعنت . شرمنده دکتر جان –  بهرام صادقی را می گویم بی سواد! –  دمپایی ما ملکوتی شد ، کاش ما هم .......

آره، تقریباً یک سال، یک ماه پس وپیش،می شودکه من همین طوری هستم.چه طوری دوست داری باشم ؟ خوب بدم ، اینکه پرسیدن و گفتن ندارد؟ هر وقت هم دکتر دام پزشک شدی ،مهر طبابت برای یک حیوان اجتماعی که گاهی فکرهم می کند را ضمیمه پرونده مشروطی هات کردن! برای ویزیت خدمت می رسم.

از هیچی وهیچ کس،ناراحتی ندارم.( شاکی نیستم .)

پسرا هزیان می گویند ! قبلاً نمی گفتند؟

دخترا آدم نیستند ! قبلاً بودن ؟

مردم بی سواد هستند ! قبلاً نبودن؟

چرا همه همان طوری هستند که بودن. حالا اگر کمی تب اش بالا گرفته و هیچ مناسبتی با قوم هایی که دوهزارو پانصدو خورده ای سال پیش ما (...) حسابشان نمی کردیم ندارد ! جای کمی تامل می گذارد.ولی در کل همان گهی که بودیم هستیم .

زمانی حق شاکی بودن را به خودم می دهم – آخ !! سینه ام درد می کنه بیبینید با چه مشقتی دارم  قلم فرسایی ببخشید ! کیبرد فرسایی انجام می دهم- که یک سری فعل ها در گذشته دور یا نزد یک  به شکل درستش اجرا می شد ه و آلان نمی شود.ولی ما که می دانیم چی بودیم

و چی هستیم .

ولی خواهش می کنم ........

ولش کن! هر غلطی که دوست دارید ! انجام بدهید.

از افراد نسبتاً!!!!!! محترمی که با خواندن این گزارش - یا هراسمی که روی اش می گذارید - احساس کردند به یک جایی شان بر خورد!!عذر می خواهم.

همین که هست . می توانید دیگر اینجا سرو کله تان پیدا نشود.

بدرک.

 

/ 4 نظر / 7 بازدید
آرش

خیلی دوست دارم بدونم طرف صحبت این وبلاگ کیه! یعنی این وبلاگ بیشتر برای کی نوشته میشه؟! کس خاصی مخاطبه؟! نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نه! به هر حال من همچین احساسی دارم!!! بازم میام اینورا

نغمه

آرش جان مگه تو فضولی تو برو عکستو بگیر جانم!

آرش

میبینم که آمار نظرات اینجا مدیون منه!!!