مجنون احمق

آقا جان من بايد به دو چيز امشب اعتراف کنم.(در ضمن يه داستان راجعه به اعتراف هم می خوام بنويسم.)

۱- تورو خدا از نظراتم ناراحت نشيد قصدی در کار نيست.جنون و هزار دردو بلا.

۲- داشتم نبش خاطرات weblog می کردم. ديدم ۱۱۰ سال سياه ديگه شايد نتونم مثل قديم بنويسم .

 (آقا خوب می نوشتما به خدا)

/ 2 نظر / 6 بازدید
مهديه

سلام. من که از نظرتون ناراحت نشدم. تازه درست هم گفتيد . عشق الرژی زاست. . اما کسانی هستند مثل من که سراسر زندگيشون مالامال عشق باشه بدون اينکه حساسيت داشته باشند.

مهديه

نوشته هاتونم خوبه. زياد سخت نگيريد.